كانون جهادگران جهاد سازندگي
   

 
" اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِداً وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويل "
   
كانون جهادگران جهاد سازندگي
 
 

* عنوان

* شرح

   

محرومان را از خود مرانيد

( 20/12/1392 )

«و اصبر نفسك مع الذين يدعون ربهم بالغدوه و العشيّ يريدون وجهه و لا تعد عيناك عنهم تريد زينه الحياه الدنيا و لا تطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتّبع هواه و كان أمره فرطا» (سوره كهف،آيه28) و نفس خود را شكيبا گردان با كساني كه صبح و شام پروردگار خود را مي‌خوانند و رضايت او را مي‌طلبند و ديدگان خود را به خاطر زينتهاي دنيا، از آنان برمگردان و اطاعت مكن از كسي كه قلبش را از ياد و ذكرمان غافل گردانيديم و از هوا و هوس خود پيروي كرد و خود را تباه گردانيد. و اصبر نفسك: خود را شكيبا گردان. از اين جمله معلوم مي‌شود پيامبر(ص) از طرف مستكبران و گردنكشان قريش تحت فشار بوده، گويا از حضرت همواره مي‌خواستند كه فقرا و پا برهنگان را از خود دور گرداند تا ثروتمندان و سران قوم در مجلس آن حضرت حضور يابند ولي خداوند دستور قطعي صادر مي‌كند كه به‌هيچ‌وجه گوش به سخنان ياوه و بي‌ارزش‌شان ندهد و ذاكران خدا و جويندگان حق را از پيش خود نراند و خداوند به پيامبرش تذكر مي‌دهد كه اين فقيران هرچند سلبياتي هم داشته‌باشند اما آنقدر والا و مثبت هستند كه همواره به ياد خدايند و اين بالاترين امر مثبتي است كه تمام آن امور منفي را مي‌پوشاند. وانگهي اگر براي اسلام خطري پيش آيد هرگز هواپرستان پولدار كمكت نمي‌كنند و تو را ياري نمي‌دهند بلكه همين محرومان پابرهنه اند كه سينه را سپر بلا قرار مي‌دهند و خود را فداي تو و دينت مي‌كنند و چه زيبا ملت محروم و مستضعف ايران در دوران ستمشاهي ثابت كردند كه همانا آنان از دين و آئين و وطن خود دفاع خواهند كرد و با پيوستن به فرزند رسول ا...، خميني بزرگ آنچنان حماسه‌اي با دست تهي آفريدند كه دنيا را براي هميشه به شگفتي واداشت و اگر يادمان نرفته باشد همينان بودند كه جبهه‌هاي جنگ تحميلي را با ازخودگذشتگي گرم نگه داشتند و در برابر تمام مستكبران دنيا، يكه و تنها ايستادند و اگر ملت ايران پيروز شد فقط به خاطر ايده و انگيزه رهبر و ملت بود كه براي خدا قيام كردند و تنها خدا را مي‌خواندند. امروز نيز اگر ما خدا را مد نظر خويش قرار دهيم و فقط به خاطر او و براي دفاع از آرمان مقدسمان كه دين خداست قيام كنيم و از دشمنان نهراسيم و تكيه به پابرهنگان و محرومان داشته باشيم پيروزيم و در غير اين صورت معلوم نيست به آن پيروزي دلخواه دست يابيم. يريدون وجهه: صفت بسيار زيبا و جامعي براي مومنان در اينجا ذكر شده كه اينان ذات پاك او را مي‌طلبند يعني غير از خدا را نمي‌جويند و تمام همّ و غمّشان اين است كه رضايت او را به دست آورند و به مقام قربش نائل گردند و اين مقام بسيار بزرگ و والايي است كه انسان در تمام احوال فقط خدا را مدنظر خود قرار دهد و جز او را نخواهد. اين همان جمله والاي اميرالمومنين عليه‌السلام را مي‌رساند كه فرمود: «ما عبدت الله طمعا في جنته و لا خوفا من ناره و لكني رأيته أهلا للعباده فعبدته» من خدا را نه به خاطر طمع به بهشت برينش و نه به خاطر ترس از عذاب جهنمش مي‌خوانم و پرستش مي‌كنم بلكه او را اهل براي پرستش و عبادت يافتم، از اين روي او را عبادت مي‌كنم. خوشا به حال آنان كه خدا را فقط به خاطر خودش و به خاطر ذات پاك مقدسش تسبيح و تحميد و پرستش مي‌كنند و واي به حال ما كه حتي به خاطر ترس از جهنمش يا طمع دست يافتن به نعيمش هم او را عبادت نمي‌كنيم. و لا تعد عيناك عنهم: در اين قسمت نيز تأكيد شده است كه هرگز ديده از آنان بر مگير و پيوسته آن فقيران خداپرست را در محضر مباركت بپذير و از آن مستكبران ثروتمند دوري جوي كه آنها هوا پرستند و اينان خداپرست و چسان فرق است ميان آنان و اينان: اينها هرچند دستشان از مال دنيا تهي است ولي قلبي مالامال از عشق به خدا دارند ولي آنها در حد اسراف هواپرستند واز خدا دور. اين آيه هرچند خطاب به پيامبر است ولي قطعا مخاطب ما هستيم زيرا پيامبر با آن خوي الهي و طبع بلند هرگز فقرا را از خود نمي‌راند و ثروتمندان از خدا بي‌خبر را به جاي آنان نمي‌گزيند ولي خداوند مي‌خواهد قلب مباركش را تسلي بخشد كه هرگز از دوري آن مستكبران متأثر و دلگير نشود و پيوسته تهيدستان خدا جوي را به خود نزديكتر گرداند. روزي اقرع و عيينه و ديگر اشراف قوم خدمت حضرت رسيدند و آن بزرگوار را ديدند كه در كنار تهيدستان مانند بلال و صهيب نشسته است، پس آنان را تحقير كردند و كوچك شمردند و به حضرت رسول عرض كردند: اينها را از خود دور گردان تا ما مجلست را پر كنيم! كه اين آيه مباركه نازل شد. سلمان گويد: ولي حضرت هرگز از ما دور نمي‌شد و ما را از خود نمي‌راند و آنقدر به ما نزديك مي‌شد كه زانوي مباركش به زانوي ما برخورد مي‌كرد و ما هم هرگز از او دور نمي‌شديم و تا در مجلس تشريف داشت در كنارش مي‌نشستيم تا آنگاه كه برمي خاست و تشريف مي‌برد، آنگاه متفرق مي‌شديم. در روايت ديگري آمده است كه حضرت فرمود: «الحمد لله الذي لم يمتني حتي أمرني أن اصبر نفسي مع رجال من أمتي، معكم المحيي و معكم الممات» خداي را سپاس و شكر گويم كه مرا از دنيا نبرد تا آنكه به من دستور داد كه با خود شكيبا باشم و با مرداني از امتم همراه باشم. هان مرگ من و زندگي من با شما(مومنان تهيدست) است.

 

در مورد اين مطلب نظر دهيد

 

نام و نام خانوادگي

 

پست الكترونيك

 

وب سايت

 

* نظر شما

 
     
كانون جهادگران جهاد سازندگي
   

جمعه    25/08/1397

 
 

 

نام کاربري

 

کلمه رمز

 

 

کد ملي

 

1519080

تعـداد بازديـد:

 
 
كانون جهادگران جهاد سازندگي

info@kanoonejahadgaran.ir

كليه حقوق اين وب‌سايت متعلق به كانون جهادگران جهاد سازندگي است