كانون جهادگران جهاد سازندگی
 

یکشنبه    01 مهر 1397

 
 
اقتصاد مقاومتی و تولید - اشتغال
كانون جهادگران جهاد سازندگی
 

  حدیث روز  

امام علی علیه السلام :
خداوند هیچ کس را به چیزى همانند مهلت دادن به او، آزمایش نکرده است.
 

  تازه‌های سایت  

گفتگو مدیرعامل کانون جهادگران آقای امانپور با مدیرعامل موسسه جهاد نصر آقای یداله شمایلی

هفته دفاع مقدس بر جهادگران حماسه ساز عرصه دفاع مقدس مبارک باد

بیانیه مراسم 27 خرداد در حرم حضرت امام خمینی (ره)

بیانیه کانون جهادگران جهاد سازندگی به مناسبت یوم الله 22 بهمن

مجمع عمومی عادی و فوق العاده کانون جهادگران جهاد سازندگی 23 آذر در مشهد مقدس برگزار گردید

برگزاری مجمع عمومی عادی و فوق العاده کانون جهادگران جهاد سازندگی 23 آذر در مشهد مقدس

آخرین جلسه پنجمین دوره شورای مرکزی

ارسال اقلام برای زلزله زدگان غرب کشور

بدون شرح

مصاحبه مدیر کانون جهادگران استان البرز با روزنامه جام جم(5/7/96)

 
بازگشت

داستانی پند آموز  (25/08/1393)

روزی رسول خدا (صل الله علیه و آله) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد پیامبر(صل الله علیه و آله) از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟ عزارییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:… ۱- روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت. ۲- هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد. در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (صل الله علیه و آله) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به آدمیان مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.

كانون جهادگران جهاد سازندگی
حضرت امام (ره) و جهاد سازندگی    
مقام معظم رهبری و جهاد سازندگی    
فرهنگ و مدیریت جهادی    
تاریخ جهاد سازندگی    
جهاد سازندگی و دفاع مقدس    
جهادگران شهید    
معارف اسلامی    
تزکیه و خودسازی    
جهاد سازندگی و محرومیت‌زدایی    
معرفی طرح‌های بزرگ جهادی    
اخبار    
مقالات    
مصوبات هیأت مدیره    
معرفی شعب استانی    
اهم برنامه‌های کانون    
فصلنامه الکترونیکی کانون    
خاطرات    
کوتاه و خواندنی    
پیشنهادات و انتقادات    
پرسش و پاسخ    
آئین‌نامه‌ها و دستورالعمل‌ها    
گالری عکس    
تصاویر برگزیده    
بولتن مطبوعات    

  ورود مدیران استان‌ها  

 

نام کاربری

 

کلمه رمز

  ورود مدیران قرض‌الحسنه استان‌ها  

 

نام کاربری

 

کلمه رمز

  جستجوی اعضاء  

 

کد ملی

كانون جهادگران جهاد سازندگی

 
   

info@kanoonejahadgaran.ir

 

كلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به كانون جهادگران جهاد سازندگی است